داشتن درک خوب از تواناییها، عملکرد و محدودیتهای مغز به ما این امکان را میدهد که بهرهوری و مهارتهای یادگیری خود را بهبود بخشیم. شاید مغز مرموزترین اندام ما باشد و ما هنوز تا درک عمیق همه چیز در مورد آن فاصله داشته باشیم.
در چند دهه گذشته، محققان به موفقیتهای بسیار مهمی به ویژه در مورد یادگیری، دست یافتهاند. اکنون درک بهتری از نحوه یادگیری، به خاطر سپردن، سازماندهی و بازیابی اطلاعات افراد داریم.
بیایید برخی از مهمترین پیشرفتهایی را که محققان در زمینه علم یادگیری انجام دادهاند بررسی کنیم و بینش ارزشمندی در مورد چگونگی استفاده بهینه از مغز خود بدون اتلاف انرژی به شما ارائه دهیم.
۱) احساسات بر توانایی ما برای یادگیری تأثیر میگذارد
توانایی ما برای یادگیری تحت تأثیر چیزهای زیادی است، یکی از آنها احساس ما است. تحقیقات نشان داده است که احساسات ما بر همه چیز تأثیر میگذارد، از نحوه درک اطلاعات، نحوه توجه ما، نحوه به خاطر سپردن اطلاعات و نحوه حل مشکلات.
احساس استرس، اضطراب، ترس یا خجالت بدترین حالات عاطفی برای یادگیری هستند. سیستم لیمبیک توسط این احساسات فعال میشود. هنگامی که سیستم لیمبیک فعال میشود، در نحوه تولید حافظه اختلال ایجاد میکند. به همین دلیل است که ایجاد یک محیط آموزشی آنلاین امن و بدون استرس بسیار مهم است. اگر فراگیران شما آرام باشند، به آنها کمک میکند تا اطلاعات را بهتر یاد بگیرند و حفظ کنند.
۲) تعامل اجتماعی برای یادگیری خوب است
برخی از یادگیرندگان ممکن است ترجیح دهند بی سر و صدا به تنهایی یاد بگیرند، در حالی که دیگران ممکن است زمانی که یادگیری از طریق تعامل اجتماعی انجام شود، بسیار بهتر یاد بگیرند. همکاری فراگیران با یکدیگر معمولاً به نتایج یادگیری بسیار بهتری منجر میشود. مطالعات تصویربرداری مغز نشان داده است که وقتی اطلاعات توسط افراد دیگر به روشی چندحسی ارائه میشود؛ تصاویر، تعدادی از شبکههای عصبی را نشان میدهند که به طور همزمان با هم کار میکنند. تحقیقات همچنین نشان داده است که ما اطلاعات را به طور موثر از طریق نشانههای اجتماعی مانند یادآوری سخنان دیگران و الگوبرداری از اعمال آنها یاد میگیریم.
۳) اطلاعات بیشتر همیشه به معنای یادگیری بیشتر نیست
هنگام پردازش اطلاعات، مغز باید فرآیند فهمیدن را انجام دهد. به همین دلیل نباید حجم زیادی از اطلاعات را به فراگیران خود ارائه دهید و انتظار داشته باشید که یادگیری افزایش یابد. نقطهای که در آن مغز یک فرد تحت تأثیر اطلاعات جدید قرار میگیرد، توسط دانشمندان مغز به عنوان «افزایش بار شناختی» نامیده میشود. وقتی اطلاعات جدید بیش از حد به یکباره وجود داشته باشد، منجر به اضافه بار شناختی میشود و در نهایت یادگیری را کاهش میدهد.
دو راه اصلی برای جلوگیری از اضافه بار شناختی عبارتند از:
- روش کمی: اطلاعات جدید کمتری ارائه دهید. به فراگیران خود اجازه دهید تا قبل از ارائه اطلاعات جدید، بیشتر آنچه را که در حال حاضر میآموزند، درک کنند.
- روش کیفی: روشهای ارائه خود را به گونهای تغییر دهید که کمتر طاقتفرسا باشد.

۴) اشتباه کردن بخش مهمی از یادگیری است
وقتی چیزی جدید یاد میگیرید، معمولاً هیچ کس توقع شکست ندارد و میخواهد از آن اجتناب کند. بدون شک، شما دوست دارید همه فراگیران شما دورههای آموزشی خود را با موفقیت به پایان برسانند.
با این حال، علم یادگیری به ما نشان میدهد که اشتباه کردن در واقع بخش اساسی یادگیری است. برای مثال، اولین باری که سوار دوچرخه میشویم، همه ما بلافاصله دوچرخهسواری را یاد نمیگیریم، با تمرین بهتر میشویم. اشتباه کردن برای فرآیند یادگیری ضروری است و در یادگیری تحصیلی نیز صدق میکند. اگر افراد برای موفقیت تحت فشار باشند، ممکن است یادگیری را رها کنند. تحقیقات نشان داده است که برخی از دانشآموزان زمانی که به آنها گفته میشود شکست بخشی عادی و مورد انتظار یادگیری است، یاد میگیرند و عملکرد بهتری دارند. این ممکن است به این دلیل باشد که احساس فشار کمتر منجر به عملکرد بهتر میشود.
علاوه بر این، هنگامی که بر خطاها تأکید میشود، یادگیرندگان معمولاً بیشتر بر روی آن خطاها تمرکز میکنند تا آنچه که باید یاد بگیرند.
۵) مغز نیاز به تازگی دارد
هنگامی که فراگیران شما به طور استثنایی بیحوصله هستند، بیحوصلگی با از بین بردن دامنه توجه و قدرت اراده، بر توانایی آنها برای یادگیری تأثیر میگذارد. برخی از مربیان احساس میکنند که دانشآموزان با تکرار مطالب، مفاهیم را آسانتر درک میکنند اما در نهایت به این نتیجه رسیدهاند که استراحت برای مغز در روند یادگیری یک مرحله الزامی است.
«تازگی» به معنای حالتِ قرار گرفتن در معرض ایدهها، تجربیات و چیزهای جدید است. هنگامی که ما در این حالت هستیم، دوپامین آزاد میکند. دوپامین یک ماده شیمیایی عصبی است، که بخشی از مرکز لذت در مغز ما است. دوپامین در واقع نقش بزرگی در انگیزه یادگیری دارد.
هنگامی که گیرندههای دوپامین در هنگام یادگیری فعال میشوند، احساس لذتبخشی به ما دست میدهد. تمرین چیزهای جدیدی که یاد گرفتهایم قطعا به ما کمک میکند که پیشرو باشیم، اما انجام همان تمرین به روشهای جدید میتواند به ما در بهبود نتایج یادگیری و موفقیت کمک کند.
۶) یادگیری به بهترین وجه از طریق آموزش به دیگران اتفاق میافتد
آموزش دادن چیزی که یاد گرفتهاید به دیگران یکی از موثرترین روشهای مطالعه است. در واقع یک تکنیک مطالعه بسیار مؤثر بر اساس این اصل طراحی شده است که تکنیک فاینمن نام دارد. این تکنیک پیشنهاد میکند که هنگام یادگیری یک مهارت جدید یا مطالعه برای یک امتحان، فراگیران در مورد موضوع خود طوری بنویسند که گویی به شخص دیگری، حتی یک کودک، آموزش میدهند.
ایده کشف چگونگی توضیح دادن یک چیز پیچیده، آن هم به طور خلاصه و با استفاده از زبان غیرفنی، هم به تثبیت یادگیری که از قبل وجود دارد کمک میکند و هم به شناسایی شکافهای دانشمان.
۷) مغز بر اساس اصل «از آن استفاده کن یا از رهایش کن» کار میکند
مغز ما دائماً در حال ساخت و بازسازی مسیرهای عصبی است. مسیرهایی که بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند معمولاً به خوبی تثبیت شده و قویتر از مسیرهایی میشوند که مورد استفاده قرار نمیگیرند.
به همین دلیل است که زبانی که یاد گرفتهاید وقتی از آن استفاده نمیکنید روان نیست یا اینکه ممکن است مدتی طول بکشد تا جواب یک معادله ریاضی را که مدتی است انجام ندادهاید به دست آورید. وقتی نوبت به مغز میرسد، این جمله که «اگر از آن استفاده نکنی، آن را از دست میدهی» قطعا صدق میکند.
یک ایده خوب برای استفاده، تکرار با فاصله است. این ایده که برای یادگیری فاصله ایجاد کنید و چیزی را درست قبل از اینکه آن را فراموش کنید تکرار کنید، یک راه عالی برای بهینهسازی یادگیری و به خاطر سپردن است.
درک کردن فراگیران و استفاده از این هفت نکته برای اطمینان از موثر بودن دورههای آموزشی است ضروری به شمار میآید.
