با سرمایهگذاری بر روی کارکنان خود در این مسیر با اطمینان بیشتری بهپیش روید!
از زمان انقلاب صنعتی تا انقلاب دیجیتال، همواره روی کار آمدن هر فناوری جدید باعث ایجاد تغییراتی در نحوه انجام کارها، نوع محصولات و خدمات مورد نیازمان شده است. هوش مصنوعی، به ویژه هوش مصنوعی مولد مانند ChatGPT، موج بعدی تحول بنیادین است.
اما هوش مصنوعی چیست؟ به زبان ساده میتوان گفت هوش مصنوعی به فرآیندهای شبیهسازی شده هوش انسان توسط ماشینها و برنامههای کامپیوتری گفته میشود. هوش مصنوعی میتواند به شرکتها کمک کند تا سریعتر و با اطمینان بیشتر به اهداف خود دست پیدا کنند. در حالی که فراگیری استفاده از هوش مصنوعی در حال حاضر بیشتر شبیه یک تحول دوردست به نظر میرسد ولی باید به این نکته توجه داشته باشیم که تأثیر عمیقی بر نحوه تجارت و اقتصاد شرکتها خواهد داشت.
شاهد هستیم که هوش مصنوعی در دنیای امروز بهسرعت در حال گسترش و تسلط یافتن در بسیاری از زمینههاست و بسیاری از شرکتها سرمایهگذاریهای هنگفتی را در این زمینه در نظر گرفتهاند. اما نباید در دنیای این تحول جدید بدون پیش آگاهی و کورکورانه وارد عمل شد چون ممکن است خسارتهای جبرانناپذیری را به سازمان تحمیل کند.
PwC گزارش داد که 54 درصد از مدیرعاملها در حال حاضر نیاز به استفاده از هوش مصنوعی را در سازمان خود احساس میکنند.
کاخ سفید نیز در اوایل ماه می نشستی برگزار کرد تا درباره این نگرانیها و سایر نگرانیهای فزاینده در مورد هوش مصنوعی با رهبران شرکتهای فناوری بزرگ مانند مایکروسافت و گوگل گفتگو کند. سؤالی که برای رهبران سازمانها و صنایع پیش آمده این نیست که آیا هوش مصنوعی بر سازمان آنها تأثیر میگذارد یا نه؟ بلکه این است که این تاثیر چه زمانی و چگونه اتفاق خواهد افتاد و برای آماده شدن برای این تغییر چه راهی را باید در پیش گرفت. بخش کلیدی راهحل و پاسخ این پرسش، سرمایهگذاری روی کارمندان سازمانها از طریق آموزش، ارتقاء مهارت و کارآموزی است. سازمانهایی که رویکردی استراتژیک برای یکپارچهسازی و همراه شدن با فناوریهای در حال توسعه هوش مصنوعی دارند، اکنون نسبت به رقبا در موقعیت مناسبی قرار خواهند گرفت تا از این انقلاب که به سرعت در حال نزدیک شدن است نهایت استفاده را ببرند.
تحول دیجیتال بعدی
تأثیر هوش مصنوعی به سرعت در بسیاری از بخشهای صنایع، ازجمله مهندسی، بازاریابی، مالی، حقوقی، منابع انسانی و خدمات مشتری و در بسیاری از انواع موقعیتهای شغلی در سازمانها احساس خواهد شد. مشابه آنچه که تحول دیجیتالی در چند دهه گذشته ایجاب میکرد که همه انواع کسبوکارها فناوری محور شوند، طی چند سال آینده، هر کسبوکاری باید بداند که چگونه هوش مصنوعی میتواند با فعالیتهایی که در سازمان انجام میشود یکپارچه شود. این امر مستلزم آگاهی، تلاش و استخدام کارکنانی است که نحوه عملکرد هوش مصنوعی را میدانند و مهارتهایی برای کمک به، بهکارگیری آن در استراتژی، فرآیندها و سامانههای یک شرکت در سطح فنی دارند.
برای مدیران استعدادیابی و منابع انسانی، این تحول به معنای بازنگری گسترده و مؤثر بر استراتژیهای تأمین منابع، استخدام و توسعه است.
امروزه لازم است مدیران نسبت به ابزارهای هوش مصنوعی در حوزه خودشان آگاه بوده و اطلاعات خود را در این زمینه بهروز نگه دارند. پیتر شوارتز، آینده پژوهی که به عنوان معاون ارشد برنامهریزی استراتژیک در Salesforce نیز فعالیت میکند، در سال 2018 در مورد چگونگی ایجاد شغل توسط هوش مصنوعی نوشت. او انقلاب هوش مصنوعی را با انقلابی که توسط دستگاههای خودپرداز در دهه 1960 به وجود آمد مقایسه کرد و نوشت: «اکنون واضح است که هیچ یک از باجههای بانک در دهه 1960 نمیتوانستد بدون آموزش مجدد، بازنگری و تغییر فرایندها حتی در یکی از پستهای شغلی بانکی امروز قدم بگذارند. این همان چالشی است که فناوری جدید به ارمغان میآورد. در این شرایط هیچ مشکلی برای یافتن شغل آزاد وجود ندارد، اما یافتن افراد مناسب برای مشاغل موجود دشوار خواهد بود.»

فراهمسازی تطبیق کامل بین خلاقیت انسان و توانایی هوش مصنوعی
با اینکه هوش مصنوعی دارای تواناییهای بسیاری است که در بعضی موارد انجام آنها از عهده انسانها خارج است اما در انجام برخی فرایندها و فعالیتها نمیتواند به مانند و به خوبی یک انسان عمل کند. درحالیکه میگویند هوش مصنوعی لزوماً جایگزین مشاغل نمیشود، اما کارمندان برای حفظ موقعیت و شغل خود لازم است بتوانند فرصتهایی را برای خود فراهم کرده تا مجموعه متفاوتی از مهارتهایی را که امروز دارند و پیش از این نداشتهاند کسب کنند و آن را در حوزه فعالیت خود توسعه داده و از آنها در حفظ و ارتقا شغل خود استفاده کنند. شرکتها نیز لازم است در مورد نحوه بهکارگیری هوش مصنوعی در کارشان ایدهپردازی کرده و استراتژیهای نوینی را پیادهسازی کنند با این دید تازه که حضور هوش مصنوعی چه فرصتهایی را برای محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید باز میکند به پیش روند. نباید تصور شود که هوش مصنوعی فقط برنامهای رایانهای است که کار انسان را انجام میدهد، بلکه همکاری بین انسان و قدرت محاسباتی کامپیوترهاست که نتایجی را به بار میآورد که باعث کارایی، نوآوری و رشد کسب و کار میشود. در انجام این کار لازم است به دقت بررسی شود که در هر فعالیت خاص تا کجا هوش مصنوعی میتواند مؤثرتر از انسان عمل کرده و بر اساس همین اطلاعات برای آینده سازمان برنامهریزی کرد.
مایکل چوی، راجر رابرتز و لارینا یی در مقالهای به خوانندگان یادآوری کردند که ابزارهای مولد هوش مصنوعی قرار نیست کاملاً بدون دخالت انسان کار کنند، اگرچه ممکن است بهطور نامحسوسی به تعامل و کار با انسانها نزدیکتر شوند زیرا روز بهروز پیچیدهتر خواهند شد. آنها نوشتند: «در بسیاری از موارد، ابزارهای هوش مصنوعی در ترکیب با انسانها قویتر عمل خواهند کرد و از این رو قابلیتهای آنها افزایش پیداکرده و به این ترتیب هوش مصنوعی این امکان را خواهد داشت که کار را سریعتر و دقیقتر انجام دهد.»
باید توجه داشت همانطور که هوش مصنوعی را در کسب و کار خود به کار میگیرید، در عین حال باید مشخص کنید که چه فردی مسئول ساخت، پیادهسازی، مدیریت و تجزیه و تحلیل کارایی، نحوه کارکرد و نتایج آن خواهد بود. این امر مستلزم کار و آموزش گروهی از کارمندانی است که دارای مجموعهای بسیار خاص از مهارتهای فنی نسبت به دیگر کارمندان هستند.
کارکنان را آماده فراگیری نسل بعدی مهارتهای مورد نیاز کنید
همانطور که سازمان شما با دنیای کسب و کار مبتنی بر هوش مصنوعی سازگار میشود، ممکن است متوجه شوید که در این راه نیاز به کارمندانی با ویژگیهایی خاص دارید، نظیر مهندسان، مدیران و تحلیلگران داده و متخصصان یادگیری ماشین با سطح تجربه کاری متوسط و حرفهای. آگاه باشید که یافتن این افراد با این سطح از دانش و تجربه کاری آسان نخواهد بود. به این علت که تعداد این افراد کمتر از تقاضای موجود بوده و ممکن است توسط شرکتهای دیگر استخدام شده باشند. پس راه چاره چه خواهد بود؟ به همان شیوه سنتی و قدیمی به روند کار ادامه داد یا به دنبال راه حلی صحیح و کارآمد برای همراه شدن با این تغییرات شد؟
اینجاست که برای برنامهریزی مؤثر و انعطافپذیر برای آینده، سازمانها باید به مخزنی از استعداد نهفته رویآورند.
به نظر شما منظور از مخزن استعداد سازمان چه میتواند باشد؟ درست حدس زدید، کارکنان فعلیشان. شوارتز در این زمینه اینطور نوشته است: «نباید هراس داشت چون حتی با ناپدید شدن وظایف قدیمی، کارهای جدید پدیدار خواهند شد و مشاغل آینده حول این وظایف نو ساخته خواهند شد. شرکتها باید به کارکنان خود کمک کنند تا مهارتهای خود را ارتقا دهند و مهارتهای جدید لازم را به دست آورند.»
پرواضح است که کارمندان فعلی شما از قبل محصولات، فرهنگ و فرآیندهای شرکت شما را درک کردهاند و به آنها کاملاً مسلط هستند. از این رو استفاده از آموزش در حین کار، به عنوان مثال از طریق برنامه کارآموزی، یک راه حل قابل اطمینان و مقرون به صرفه برای تقویت منابع انسانی با استعداد شما خواهد بود و در نتیجه از بابت مجهز شدن کارکنان به مهارتهایی که سازمان شما برای موفقیت در آینده نیاز دارد اطمینان پیدا میکنید.
در این لحظه نوپا، با فراگیرتر شدن استفاده از هوش مصنوعی، سازمانها باید رویکردی خلاقانه و استراتژیک برای نحوه استفاده از آن اتخاذ کنند. همانطور که شرکتها باید در چشم انداز جدید مبتنی بر هوش مصنوعی کنجکاو و سازگار باشند، کارمندان نیز باید برای بقا در شغل خود کنجکاو و با پشتکار برای آموزش مهارتهای مورد نیاز و جدید باشند. سازمانهایی که روی کنجکاوی و جاهطلبی کارکنان سرمایهگذاری میکنند و دغدغه آن را دارند، برای موفقیت در بازار آینده به خوبی مجهز خواهند بود.
سخن پایانی
امروزه هوش مصنوعی میتواند در زمینههای زیادی به کمک سازمانها آمده و جدای از فرایندهای صنعتی در امور مدیریتی در زمینههایی مانند مدیریت داده محور، مشخص کردن و بهروزرسانی اهداف و الگوهای تعاملی بهتر، سرعت بخشیدن به کارهای روتین و تکراری اداری، ارتقا و بهبود مسئولیتپذیری گروه، مدیریت ریسک، تجزیه و تحلیل دادههای پروژهها و بسیاری موارد دیگر از این دست مورد استفاده قرار گرفته و مسائل را در سازمان پیشبینی کند. به عنوان یک مدیر آنچه باید به آن توجه داشته باشید این است که برای به جلو حرکت کردن در دنیای امروز لازم است به جای ترس و فرار از هوش مصنوعی با بهکارگیری درست و آگاهانه از آن به مدیری بهتر از قبل برای سازمانتان تبدیل شوید.
